وبلاگم دو ساله شد :-)

تقدیم به او که انتهای عشق است و انتهای امید ...

 

تقدیم به او که تنها اوست محمل نشین این دل پر سوز ...

 

تقدیم به یار ...

 

تقدیم به نگار ...

 

تقدیم به او که سلطان اوست.

 

تقدیم به تو ... تو که بزرگی ... تو که تنها بزرگی ...

 

تقدیم به تو ... تو که عزیزی ... تو که بی نهایتی ... تو که پایان ناپذیر است مهرت .

 

لطیفا ، چه بخوانمت ، که تمام واژگان دنیا در برابر نامت عاجزند ؟

 

چه بنامم تو را که آن چه هستی گوینده اش نام از تو گرفته است ؟

 

ای بی کرانه عشق ،

 

ای نهایت تمنا ،

 

دل در هوای دیدارت بیمار است .

 

ای دوای جان ،

 

جان در قفس تن گرفتار است .

 

ای ضیای دل ،

 

ای حضور همیشه هوشیار ...

 

... و ای وجود همیشه بیدار !

 

دریاب ، دریاب ...

 

تو را به دریای صفای مخلصانت ،

 

تو را به وفای عزیزانت ،

 

تو را به عشق ،

 

تو را به نور ،

 

تو را به طور ،

 

دریاب این خسته درد را ...

 

دریاب این شکسته هجر را ...

 

دریاب ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

امروز دومین سالگرد تولد این وبلاگه .

 

خیلی حوصله جشن و سرور ندارم به همین جهت ترجیح میدم لینک پستی رو که پارسال روز تولد این وبلاگ گرفتم اینجا بذارم تا این وظیفه خطیر رو از گردنم ساقط کنم .

 

اما این روز رو به وبلاگ عزیز و دوست داشتنی خودم تبریک میگم . یادم نمیره 14 مرداد 90 با چه ذوقی با فرزانه این وب رو ساختم . اما الان اصلا دیگه حوصله آپ کردنش رو ندارم .

 

در ضمن امشب به قول وبلاگ نویس ها یه لینک تکونی اساسی هم انجام دادم . البته من از اوناش نیستم که صرف اینکه کسی اینجا نمیاد بدون اینکه حتی بهش خبر بدم زرتی لینکش رو حذف کنم ... نخیر ... من اونایی رو حذف کردم که لینکم رو حذف کرده بودن و یا وبشون حذف شده بود یا اینکه یه جا دیگه رفته بودن و لینکم رو نداشتن و یا یکی دیگه جاشون مینوشت و لینک من نبود ... خلاصه هر جا لینکم نبود منم لینکش رو پاک کردم ... چه لینک تو لینکی شد !!!

 

دو روز دیگه هم عید فطر از راه میرسه و من تولد وبلاگمو با این عید سعید تقریبا مقارن میدونم .

/ 10 نظر / 2 بازدید
شوریده

سلام فریبا جان مبارک باشه هم دوسالگی وبت (ایشالا جشن صد سالگیش) هم فرا رسیدن عید فطر رو پیشاپیش...[گل][گل][گل]

فرزانه

تولد وبلاگت مبارک. سر فرصت برات بیشتر مینویسم.[هورا]

سکوت پاییز

رمضان آمد و روان بگذشت بود ماهی به یک زمان بگذشت شب قدری به عارفان بنمود این معانی از آن بیان بگذشت . . . عید فطر بر شما مبارک سلام عزیزم تبریک میگم...

گلــبرگ صــورتـی

من میتوانم خوب ، بد ، وفادار ، فرشته خو یا شیطان صفت باشم ، من میتوانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم ، من میتوانم سکوت کنم ، نادان یا دانا باشم ، زیرا من انسانم و و اینها صفات انسانےاست

علیرضا

سلام.چطوری؟خوبی؟چ خبر؟ تبریک میگم دوساله شدن وبت رو. پستتو چن روز پیش خونده بودم ولی حال نداشتم نظر بذارم ب جاش الان نظر گذاشتم. ایشالا توو همه زمینه ها موفق باشی فریبا فعلا بای

f

salam veblage zibaee dari makhsosan mosighi veblagesh binazire.sepas

منشور هنر

سلام. «به نام خدایی که جز او خدایی نیست، زنده و پاینده است و هیچگاه کسالت خواب اورا فرا نگیرد تا چه رسد به خواب رود» تولد وبتون مبارک و امیدوارم عمر مفیدش طولانی باشه. بروزم با : «آسیاب قدیمی ی مورلیه، در آن عصر تابستان، غرق در شادمانی بود...» بخشی از داستان «حمله به آسیاب» اثر نویسنده ی فرانسوی «امیل زولا»[گل]

پرستو

سلام وبلاگت قشنگه..... فقط مطلبات کمه.... ب منم سربزن....

یه دوست

سلام دختر پاییز اول از هر چیز اهنگ وبلاگت عالیه خاطرات گذشته برام زنده شد به به خب خوبی دیگه اصلا سر نمیزنی خانوم دکتر