21 آبان،تولد من،دختر پاییز

به نام الله

 

 

برای اولین بار وبم رو در سن شریف 18 سالگی آپ میکنم.گفتم سن شریف،به این دلیل که از امروز هم به سن قانونی رسیدم و خدا بخواد دارای حق و حقوقی در کشورم شدم و هم اینکه قدم در دنیای تازه جوانی گذاشتم.آخی...21 آبان 90 برای من غروب سن شورانگیز نوجوانی بود که هر روزش برای من تولد دوباره بود.عجب سال هایی بودنا...!خدا رو شکر از بعضی از مخمصه هاش نجات پیدا کردم.حالا کدوم مخمصه ها؟؟؟...بماند...

بله،داشتم عرض میکردم:امسال برای اولین بار از دست و جیب شوهر خواهر هام کادوی تفلد گرفتم و همین هم باعث شد که امسال تعداد کادوهام به توان 3 برسه...حرف که از کادو زدم یاد یه چیزی افتادم!امسال آخرین سالی بود که من و هم کلاسی هام دانش آموز بودیم.با این وجود دبیرستان دره پیت ما به 400 نفر دانش اموز هدیه داد الا به ما بیچاره هایی که در معرض افسردگی ناشی از کنکور هستیم.نامردا کادوی ما رو پیچوندن.حالا بگذریم...برم سراغ تفلد خودم:

روز تولد من،روز طلوع همه خوبی هاست.آن روز که من اکسیر حیات را نوشیدم فرشتگان آسمان،نغمه شادی سر دادند و زمین برای قدوم سبز من گسترده شد...

 

 

امسال تولد من دقیقا با ولادت حضرت امام هادی علیه السلام مصادف شد و این برای من یعنی یه سعادت بزرگ،یک امتیاز مثبت و یعنی مرحمت الهی.من از این بابت خیلی خوشحالم.و تازه یه چیز دیگه...دیشب آجی فرزانه ام هم عقد کرد.صبح که از آزمون برگشتم ساعت 12 ظهر بود و فقط 3 ساعت وقت داشتم کارهام رو انجام بدم.هیچ کدوم از وسیله هام حاضر نبود.مشکل من اینجور وقتا اینه که هر کدوم از چیزایی که میخوام یه جایی هستن.از این 3 ساعت،یک ساعتش توی حمام بودم،یک ساعت دنبال جور کردن لباس هام،یک ساعت هم تا حاضر بشم و اون وسطاش یه نهار عجله ای هم خوردیم که چیزی جز معده درد به همراه نداشت!!!حالا آماده شدیم برای محضر...

 

 

امروز توی مدرسه،زنگ چهارم که زمین شناسی بود رفتم ته کلاس نشستم.جلویی من-مهسا-برگشت با خنده و شیطنتی که داشت گفت فریبا چشمات چرا سیاهه؟دیشب کجا بودی؟....منم خندم گرفته بود.از توی کیفم ایینه دراوردم تا چشمام رو ببینم.داشتم با انگشت زیر چشمم رو پاک میکردم که صدای دبیر رو شنیدم:"فریبا،خوشگلی!!!...اون آیینه رو بذار کنار،به درس گوش کن.اینجا داری برای کی خودتو درست میکنی؟؟؟؟هرچند که امروز از بقیه روزا خوشگل تر شدی."منم یهو دستم شل شد.کلاس از خنده مثل بمب منفجر شد.یه دفعه دیدم 35 نفر برگشتن توی صورت من زوم کردن...خلاصه که بدجور وضعیتی بود.ادم سوپ رو با چنگال بخوره و اینجوری ضایع نشه.اونم روز تولدش.

 

به هر حال،مهم اینه که من امروز متولد شدم.نه از لحاظ تقویمی،که از لحاظ فکری...افکاری که یه شبه به ذهنم نرسید.حاصل دوسال و نیم تلاش.من واقعا تلاش کردم و لحظه به لحظه این روزایی که گذشت و من خودم رو توی گرداب عظیمی میدیدم برام ارزشمندن.چون برای نجات خودم،تنها خودم بودم و خودم و خودم و نه هیچ کس دیگه ای به جز خدای خوبم...تولدم مبارکهورا

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 37 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kookoo

وقتی نظراتو غیر فعال می کنی ینی میخوای چیزی نگیم! ولی فقط یه جمله بگم؟[پلک] آسوده بخواب ملکه ی پاییز....[شیطان] آسوده بخواب![خواب]

kookoo

خانوم باقری همش قر میداد؟[نیشخند]

kookoo

میگم خیلی خودتو تو گذشتت غرق می کنی. انقد با خیال نباش. یکم فقط بگو بی خیال! دیگه انقد درس نخون, یکم به روحیت برس. هی بگو بی خیال! من که کلا بی خیالم. انقده حال میده[فرشته] اگه خودتو آزاد بذاری میبینی یه وقتایی واقعا دلت میخواد بری سر درس... راست میگماااااا[دروغگو]

kookoo

[ماچ]مراقب باش! اگه تو گذشته غرق بشی در اصل خودکشی کردی! خفه میشی! میمیری! فریبا؟ الو الو الو! بیدار شووووووووووو! صدا میاد؟ فریبااااااا الووووووووو!!!! بیا از رو خشکی به دریای گذشتت نیگا کن! درسو وللش! داری خفه میشی!!!! شنا کن! فریبا نـــــــــــــــــــــــــه[وحشتناک]

kookoo

بالاخره یه شاهزاده با قایق سفید میاد نجاتت میده[چشمک] شاید این پنجشنبه بیاید, شاید[نیشخند]

kookoo

چرت نگو! اگه غرق شده بودی الان تو تیمارستان بودی نه اینجا[ابرو]

عاشق کوهستان

سلام عزیز تبریک مرا هم با تا’خیر پذیرا باشید[گل][دست]

علیرضا

سلام وبلاگ قشنگی داری دمت گرم وقت کردی یه سر بیا وبلاگ منم یه سر بزن پشیمون نمیشی

ل

این متن و یه ناشناس برام فرستاده: به امام زمان دختری هستم از خوزستان که پزشکان از معالجه ام ناامید شدند شب در خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلویم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به 20 نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد، مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد 20 میلیون بدست آورد، به دست کسه دیگری رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد اگر به بی بی زینب اعتقاد داری این پیامو برای 20 نفر بفرست 20 روز دیگه منتظر معجزه اش باش

فهیم

____██████ ___________ ____████████__________ ▌ ___███____███_________ █ ___██_______██__________▌ __███________█__________▌ __▌●█________█_________█ __███_______ █_________█ ___██_______█________██ ____________██_______██__▌ ____█______██______███_ █ _____▌_____██_____████_█ __________███___█████_█_█ ________███__██████__█_█ ______███__████____██_█ _____███_█████_████_█ ____████_██████_███_█__▌ ___████_█ █__███ _█__██_▌ __█████_████_▌_█_███_▌ _█████_██___██___██_█ _█████_███████_███__█__██ _███_▌███___██____██_███ _███_▌█████___███__█__█ _████_▌▌___█__█_██████ __██████_████__▌_████ ___█████_____████████ ._=--███████████████ _=--=_-████████████ =--_=-_=-█████████ ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~- .*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~- *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.