حذف افکار

به اینجا عادت داشتم. نمیدونم چه کنم! البته وب رو به blog انتقال دادم. ولی دوست دارم باز هم اینجا بنویسم. یعنی میخوام نوشته هام هر دو جا باشن تا سایت بیان, بک آپ نوشته هام و اینجا محض خاطرات و عادتی که بهش دارم, باشن.

من امروز, درست از همین امروز تصمیم گرفتم تا دیگر به درد زخم هایم فکر نکنم. از همین امروز تصمیم گرفتم هر چه هست به حال خودش رها کنم. هر چه در فکر و ذهن من ریشه داده, به حال خودشان رها کنم و بگذارم خودم نفس بکشم. خودم برای خودم باشم. نه برای انچه در فکرم هست. اصلا هرچی که از قدرت تفکر میگن, چرت و مزخرفه. افکار ما جز یک مشت مزاحم پلید که در مسیر اهداف و لذت های زندگی قرار میگیرن, هیچ چیز دیگری نیستن. اینجا فقط منم و من... عاری از هر فکر کثافتی که روح و ایمان و ظرافت انسانی ام را خدشه دار کنه. همین افکار پریشان بود که فرصت هر زیبایی و شادی را از من گرفت. حتی اگر هیچ تغییری در زندگی ام حاصل نشود, مهم ترین دستاورد من از حذف این افکار, این است که بی دغدغه زندگی میکنم و چه چیز بالاتر از آرامش؟؟؟؟

/ 3 نظر / 51 بازدید
محمد

فریبا !!!!!!!! خدای من ! چی شده فریبا !؟ من اون مطلب بالا رو که خوندم هیچ باورم نمیشد که تو نوشتیش! مگه میشه ! ای خدای من! واقعا ناراحت شدم ، مدت خیلی زیادیه که به دلیل نامردیهای روزگار از وبلاگ نویسی کناره گیری کرده بودم . ولی یک لحظه اومدم و به وبلاگت سر زدم و با دیدن اون مطلب واقعا هنگ کردم ! منو ببخش که دوست خوبی نبودم و نتونستم غمخوار و سنگ صبور باشم خوشحال میشم اگر کمکی ازم ساخته باشه و بتونم انجام بدم از خدا میخوام عاقبت هممونو ختم به خیر کنه واقعا دوره زمونه ناجوریه و هرکسی بقدری گرفتار مشکلات زندگیه که اصلا نمیتونه بفهمه عمرش چطور رفت و برای چی رفت !