فقط برای فرزانه

خانم فرزانه خانم من این پست رو خطاب به تو مینویسم چون اگر بخوام حرفم رو توی کامنت بنویسم میدونم که تاییدش نمیکنی . اما اینجا مخصوص منه و تو هم نمیتونی به من خرده بگیری .

یادته که قبلا یه کامنت با این محتوا برات ارسال کردم :

" راستی فرزانه از دوستای وبلاگیت چه خبر ؟
از همه اونایی که همیشه همراهت بودن و حالا نیستن ؟
اونایی که باید براشون شونصد تا کامنت مرتبط با پست هاشون بذاری تا افتخار بدن و بیان یه شکلک برات کامنت بذارن ؟ تازه اونم برای این میذارن که یه وقت تو رو از دست ندن و اونوقت تعداد کامنت هاشون کم نشه .
چه خبر از این همه دوست بی وفا که در زمان عاشقی و روزای پر غصه ات میومدن و باهات ابراز همدردی میکردن و حرفای قشنگ میزدن اما از وقتی از کوچکترین زیبایی های زندگیت نوشتی سر برگردوندی و دیدی هیچکدومشون نیستن !
می بینی فرزانه ؟ اونایی که همیشه پزشون رو به من میدادی و میگفتی تو نمیتونی دوست هات رو نگه داری امروز از دست خودتم رفتن . نه بخاطر اینکه تو بد بودی . بخاطر اینکه تو رو میخواستن بخاطر خودشون و نه هیچ چیز دیگه . به اینا مگه میشه دوست گفت ؟! اگه اینطوری باشه منم بلد بودم همه کاربرای فضای مجازی رو با خودم دوست کنم و میدیدی که این کار رو میکردم و برای هر پستم بالای صد تا کامنت میومد . اما الان چی ؟ من دیگه به کسی باج نمیدم و وبلاگم مخصوص من و دل منه . مینویسم برای دل خودم و از اومدن هیچ کامنتی خوشحال نمیشم .
پس برای خودت و لذت های خودت زندگی کن . این همه آدم پوچ و توخالی رو هم که دور خودت جمع کردی و بهشون افتخار میکنی بریز دور . "

و پاسخ تو تنها همین بود :

" چی بگم؟؟؟؟........ "

اگرچه بعدا درمورد پاسخت یه کامنت دیگه گذاشتی که :

" شاید به نظر تو جوابی که برای کامنتت نوشتم حرفی نبود. ولی پراز حرف بود. پراز حرف... "

فرزانه خانوم . این دوستای مزخرفت میدونی کیا هستن ؟

شیرین - سپیده - پریساااااااااااااااااااااااا . م اونایی که با نام مستعار و چند تا نقطه و این چیزا برات کامنت میذارن .

از همه مهمتر همین پریسا که تا وقتی یه بدبخت بیچاره بودی همیشه وانمود میکرد خیییییییییلی باهات همدرد و هم احساسه . میگفت منم مث توام و غم تو رو دارم و فلان و بهمان .... اما همین که روحیه ات عوض شد و تصمیم گرفتی برخلاف گذشته هات به خوشبختی ها و زیبایی های زندگیت فکر کنی دیدی که هیچکدومشون برات کامنت نمیذارند . البته کامنت گذاشتن مهم نیست . حتی اونا دیگه وبت رو نمیخوند . پریسا هم هر وقت خودش آپ میکرد برای اینکه کامنت کم نیاره میومد برات یه سلام و والسلام با یه شکلک خنده محض خالی نبودن عریضه میذاشت که به این هوا تو رو بکشونه وبش و براش چند تا کامنت بذاری .

اونم از وقتی کامنت منو خوند زرتی برات چند تا کامنت پشت سر هم گذاشت با همون مضمون کامنتای قدیمش .

اینا همش کشکه فرزانه جان . یه دوست واقعی هیچوقت به تشر نیاز نداره .

خدا رو شکر که ازشر هر چی دوست مجازیه راحت شدم . هیچکدومشون به درد نمیخورند . دوست رو فقط در دنیای واقعی جشجتو کن . دوستای مجازی فقط لاف میزنن . خدا رو شکر با اینکه دیر تر از تو وبلاگ نویسی رو شروع کردم اما خیلی زودتر از تو سر عقل اومدم و دور هر چی ادم مزخرف و به درد نخور رو خط کشیدم و از اون وقت به بعد وبلاگ من جز یه دفتر خاطرات شخصی برای من نیست . فقط برای من . چه کسی بخونه چه نخونه . چه کامنت بذاره چه نذاره . اینجا دفتری است برای حرفها و احساسات دل من فقط برای اینکه یه یادگاری از این روزهام داشته باشم . اینجا رو به جای دفتر کاغذی انتخاب کردم چون میتونم روی اون مانور بیشتری بدم . میتونم همون تصاویر و آهنگهایی که گویای حال و هوای نوشته هامه رو روی نوشته هام بذارم تا بیشتر درشون غرق بشم .

تو هم بشین و دنبال ادمایی مثل پریسا باش و روز و شب چشمتو به کامپیوتر بدوز که ببینی کی و چه وقت برات کامنت میذاره . هرکس با یه چیری دل خوشه .

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من ...

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

آهنگ وبت رو خیلی دوست دارم....[لبخند]

علی

راستش مطلبتو خوندم . راجع به اینکه اون رفیقت رو نصیحت کرده بودی و از لحن کلامت معلوم بود اعصاب مصاب هم نداری و از این حرفا و خلاصه ... آخرش اینکه چیزی به ذهنم نرسید. درباره ی آدم هایی که این قدر درگیر زندگی اند. .... و در تائید حرفات فقط .... صرفا در تائید حرف های خودت و نه به هیچ دلیل دیگه ای گفتم : خوب اینم یک حرفیه!!

منشور هنر

سلام. دو جمله: همه جا آدم خوب و بد پیدا میشه. اگه خداوند کسی و سر راهمون قرار می ده شاید بخاطر نوع رفتارمون تو زندگیه..!! بروزم با: (نقل است که رابعه (از زنان زاهد و عارف قرن دوم هجری) را [بعد از مرگ] به خواب دیدند. گفتند: حال گوی از منکر و نکیر. گفت...) از تذکره الاولیا عطار.

فرزانه

سلام آبجی. من اینجام اما تو دانشگاهی و نیستی.

علی

حالا حرف دیگری پیش میاد! اینکه رفیق یعنی چی؟ رفیق مجازی ؟؟؟ رفیق بی مجازی؟؟ کلا رفیق؟؟ هر رفیقی ؟؟ رفیق حون جونی؟ رفیق بی جون؟ .... و ضمختی افکارمان!!! [ناراحت]

فرزانه

چه هوایی امروز... بهار 88...

سارا

سلام فریبا جان. از طریق وب فرزانه جون باهات اشنا شدم.بدجوری حرفاتو قبول دارم...تو دنیای واقعی هم دوست خوب کمه چه برسه به مجازی. عزیزم شما پزشک زنانی؟چنتا سوال دارم ازت.

سما

من همچنان میخونمت من همچنان یادمه روز تولدت عقد کردم من همچنان با کلامت ابراز هم عقیدگی دارم پاینده باشی رفیق[لبخند]

گمنام

دوستانم همه نابند، طلا سیری چند؟ درد از همه شان دور، بلا سیری چند؟ بی گل روی عزیزان، نفسم می گیرد بی حضور رفقا، صلح و صفا سیری چند؟

http://hagheghat.persianblog.ir