چراغ زندگی

بی تو ای آرام جان

شعله دارم بر زبان

روز و شب سوزم ز داغ زندگی

تا بیفروزی چراغ زندگی

من جدا از کاروان

مانده ام از همرهان

بر سراب آرزو دلبسته ام

در غبار بی کسی بنشسته ام

همچو برگی در خزان افتاده در راهم خدایا

با دلی افسرده در طوفانی از آهم خدایا

کو مرا حالی که در هستی تو را خوانم خدایا

کو مرا مستی که تا دستی برافشانم خدایا

چو مرغ شب تنها

به دامن شب ها

برآورم آوا

غم جدایی را

نوای شیرینم

صدای فرهادم

طنین مجنونم

ترانه لیلا

نشسته ام به راه تو

مگر شبی بازآیی

فروغ جان خسته ام

شقایق صحرایی

بیا بیا که ره برم به عالم شیدایی

مگر رها رها شوم ز محنت تنهایی

/ 31 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

ما بازهم اونجا میایم و تو دوباره از یونی یا بیمارستان میای... ما هم این روزا رو پشت سر گذاشتیم البته نه به این خفنگی ای که تو پشت سر میذاری

فرزانه

کک های من بسی میگزند مرا..از بس که تو میری و میای عزیزم.. تو بگو بعداز رفتن تو با گزیدن کک هایم چه کنم؟

فرزانه

دیگه جرزنی نکن. بهار فصل منه.... فهمیدی؟!!!

فرزانه

جشن عاطفه ها!!! آره ملت دیگه پول ندارن برای بچه های خودشون خریدکنن چه برسه به این حرفهاااا

فرزانه

از امروز ساعتها رو یک ساعت میکشن عقب دیگه داریم میریم تو دل روزای پاییز..دیگه وقتی برسی خونه نزدیکه اذانه

فرزانه

دوتا اعتراض گنده دارم از وبت... اول اینکه هر کامنت رو شونصد بار گذاشتم و مجبور شدم هفتصد بار وبت رو رفرش کنم.حتی به وب مامایی ات هم رفتم تا بقیه اش رو اونجا بنویسم. اون وبت هم از اولش نمیومد. بعد هم که اومد کد نظرات نیومد. یعنی دوساعته دارم برای تو کامنت میذارم. اگر این معضلات نبود الان سی چهل تایی برات کامنت گذاشته بودم. ولی خیلی خسته شدم تا این چندتا رو گذاشتم. در ضمن شکلکهای پرشین بلاگ رو تو کامنت نمیشه گذاشت برای همین تو کامنتهام شکلک نداشتم...

فرشته

چه زیبا بود مثل یه زنگ تفریح[گل]

فرزانه

اومدن پاییز رسما مبارک عزیزم[هورا]

AMIR

سلام وبت خیلی قشنگ بود.اگه وقت کردی ی سری هم ب من بزن...