پیامی از وایبر

خوش به حال کسانی که ماه محرم زنجیر نمیزنند...

اما زنجیری از پای گرفتاری باز میکنند .

سینه نمیزنند...

اما سینه دردمندی را از غم نجات می دهند.

اشکی نمیریزند...

اما اشک از چهره انسانی پاک میکنند.

و آن وقت با افتخار میگویند : یا حسینعلیه السلام

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملت بلاگ

سرويس وبلاگدهي ملت بلاگ براي ساخت وبلاگ رايگان فارسي براي حمايت از زبان شيرين پارسي در پهناي اينترنت پا به عرصه نهاد و اميد بتوان گامي هر چند کوچک براي اثر بخشي زبان پارسي در جهانيان انجام داد.

ملت بلاگ

سرويس وبلاگدهي ملت بلاگ براي ساخت وبلاگ رايگان فارسي براي حمايت از زبان شيرين پارسي در پهناي اينترنت پا به عرصه نهاد و اميد بتوان گامي هر چند کوچک براي اثر بخشي زبان پارسي در جهانيان انجام داد.

ملت بلاگ

سرويس وبلاگدهي ملت بلاگ براي ساخت وبلاگ رايگان فارسي براي حمايت از زبان شيرين پارسي در پهناي اينترنت پا به عرصه نهاد و اميد بتوان گامي هر چند کوچک براي اثر بخشي زبان پارسي در جهانيان انجام داد.

ملت بلاگ

سرويس وبلاگدهي ملت بلاگ براي ساخت وبلاگ رايگان فارسي براي حمايت از زبان شيرين پارسي در پهناي اينترنت پا به عرصه نهاد و اميد بتوان گامي هر چند کوچک براي اثر بخشي زبان پارسي در جهانيان انجام داد.

راستگو

خوش به حال کسانی که زنجیر میزنند...و میفهمند که زنجیری از پای گرفتاری باز کردن فلسفه زنجیر زدن است. سینه میزنند و میدانند فلسفه سینه زدن نجات دردمندی از غم و اندوه است...اشک میریزند و میدانند اشک از چهره انسانی پاک کردن عبادت است.

راستگو

میدونید گاهی وقتا ترکیبات ادبی دینی زیبایی در فضای مجازی نشر پیدا میکند که در ظاهر خوب است ولی ریشه اش را که پیدا میکنی میبینی میخواستن اصل یک مفهوم را نشانه بروند و محکوم کنند!! این کاملا حرف درستی است که حلال مشکلات مردم بودن، شاد کردن مردم، رفع گرفتاری آنان از اوجب واجبات است و روایات بسیاری هم در این زمینه داریم، اما به شخصه وقتی چنین متنی میبینم میترسم که نکند در ناخودآگاه ذهن ما تداعی کند که عزاداری نکنیم و به جایش کارهای دیگری کنیم...مثل کسانی که میگویند آقا دین میخواهی چه کنی دلت پاک باشد!! هر چیزی جای خود دارد و این موضوع مهمی است به طور کلی هر مشکلی هست از مسلمانی ماست اسلام به ذات خود ندارد عیبی قصد ندارم در مورد این متن زیبا قضاوت کنم تنها هدفم این بود کمی سنسورهامون رو به چنین محتواهایی حساس کنیم [گل]

فرزانه

آخه مگه میشه تاریخ تولدت یادمون بره..من که از شهریور ماه یادم بود..حالا باید تاریخ تولد فرشته یادمون باشه..

فرزانه

روز عقدم رو یادم میاد ..اون لحظاتی که تو بین پیچ و تاب سبز گلدون محضر با آرامش عجیبی نشسته بودی و من به آرامشی که داشتی حسودی ام میشد...و بسیار دلتنگ بودم که کم کم باید از هم دور میشیدیم..مطمئن باش این آرامش رو در روز عقد خودت جبران میکنم تا بفهمی من چه حالی داشتم...بععععلههههه...

ايدا

خيلي خيلي خيلي وبلاكت قشنگه ميشه به وبم زنك بزني و لينكم كني؟؟؟؟لفطاااااا[لبخند]